آسمان ابری

Posted by LittelAngel (Some Where!, United States) on 13 July 2008 in Landscape & Rural.

امشب وقتی که به آسمان نگریستم

هیچ ستاره‌ای در آن ندیدم

سیاهی بود و ظلمت

گویا آسمان هم دگر تنها مانده است

دلم می‌خواهد آسمان هم صدایم را بشنود

هنگامی که فریاد برمی‌آورم

تنهایت گذاردند

همانهایی که ظلمت تو به آنها نور می‌داد

همانهایی که بدون تو هیچ بودند

و همانهای که زر و زیورت بودند

و اما تو چه بیهوده به ایشان دل خوش داشتی

از آنها بگذر و

آن ابرهای سیاه را فریاد کن

آن ابرهای غمگین را

که چشم دلشان لبریز از اشک است

اگر چه زیبا نیستند

اگر چه نوری ندارند و درخشان نیستند

ولی با غربت تو غریبند و با غمت اشک

آنها را بگو چنان زار بزنند

و رعد را بگو چنان فریاد کند

که دلت را جلا دهد

ای آسمان، منهم تاریک است دلم

و ستاره‌ها، امیدهای بزرگ و کوچک دلم بودند

که رفتند و غم غربت را دو چندان کردند

ولی آن ابرها کیستند؟

آن ابرها کجایند؟

که با غربت من غریب باشند و با ابر دل من، بارانِ اشک

Canon PowerShot A520
1/1000 second
F/7.1
24 mm

دلتنگی