|
|
روباه و زاغ
Posted by LittelAngel (Some Where!, United States) on 2 February 2009 in Art & Design.
زاغکی قالب پنیری دید / به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی / که از آن میگذشت روباهی
روبهک پرفریب و حیلت ساز / رفت پای درخت و کرد آواز
گفت: به به چهقدر زیبایی / چه سری، چه دمی، عجب پایی!
پر و بالات سیاهرنگ و قشنگ / نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوشآواز بودی و خوشخوان / نَـبُـدی بهتر از تو در مرغان
زاغ میخواست قار قار کند / تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود / روبهک جست و طعمه را بربود
|
Canon EOS 40D 1/30 second F/3.5 ISO 400 18 mm
خاطرات کودکی زاغ و روباه art fox nostagly
|